-امروز-

تشنجم در دست تو زمين لرزه

فرار كردن از سالها زن هرزه

به فيلم ديدن روي مبل هاي يك نفره

به زندگي چسبيدن شبيه يك حشره

به هرزگي تنم روي داغي نفسي

به شعر خواندن من روي تخت خواب كسي

به بحث علمي آهسته ي در گوشت

مقاله خواندن از ديدگاه آغوشت

به گريه كردن من در حقوق جاري زن

به بوسه هاي تو با نقد ساختار شكن

به بغض كردن و مهر طلاق را خوردن

به پارك رفتنت و چاي داغ را خوردن

درست ميميرم تا تو را غلط نكنم

به اين همه چسبيدم تا گريه ات نكنم

-ديروز-

به كودكم كه نشسته تست در سر و رحمت!

به عشق:پايان بندي روز هاي غمت

به افتضاح ترين حالت دروني تو

به رگ زدن هايم روي خواب خوني تو

به پنجره كه به مشتي تگرگ چسبيده

پريدن از خوابي كه به مرگ چسبيده

به كودكي كه به سختي ادامه ميدهدم

به دختري كه پس از مرگ نامه ميدهدم

به ماه هاي رسيده به سال و بعد سده

به كل ميدهدم هاي توي ذوق زده

به اين همه چسبيدم كه شعرتان بكنم

كه عشق را وسط مرگ امتحان بكنم

...!

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

 که همین دوست داشتن زیباست...!!!